به نام او كه آنقدر آه كشيدم تا تو را برايم فرستاد.
تقديم به او...

اگر درياي دل آبي ست تويي فانوس زيبايش
اگر آيينه يك دنياست تويي معناي دنيايش
تو يعني يك شقايق را به يك پروانه بخشيدن
تو يعني از سحرتا شب به زيبايي درخشيدن
تو يعني يك كبوتر را زتنهايي رها كردن
خداي آسمان ها را به آرامي صدا كردن
تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني
تو يعني پيك آزادي براي روح زنداني
تو يعني روح باران را متين و ساده بوسيدن
و يادرپاسخ يك لطف به روي غنچه خنديدن
اگر چه دوري از اينجا تو يعني اوج زيبايي
كنارم هستي و هر شب به خوابم بازمي ايي
اگر هرگز نمي خوابند دوچشم سرخ ونمناكم
اگر در فكر چشمانت شكسته قلب غمناكم
ولي يادم نخواهدرفت كه ياد توهنوزاينجاست
ميان سايه روشن ها دل شيداي من تنهاست
نبايد زود مي رفتي واز دل كوچ مي كردي
افق ها منتظر ماندند كه ازاين راه برگردي
اگر يك آسمان دل را به قصد عشق بر دارم
ميان عشق و زيبايي تو را من دوست دارم.
هميشگي ترين ديوونه وابدي ترين عاشقت...


